هال / خال / چله
در گویشهای مختلف زبان گیلکی واژه های «هال، خال، چله» به معنی شاخه
درخت متداولند. «چلک chalek » هم به «شاخه خشک ریز» گفته می شود.
همین طور «دوکَل،دوخاله، دایله،داهله،دخاله» به چوب یا شاخه ای گفته می شود
که دو شاخه کوچکتر از آن منشعب شده باشد.
واژهای «کله،خال، هال» برای واحد های کوچک زمین برنج کاری که با مرز
محدود می شوند، کاربرد دارند. در ترکیبات «سر خال» به معنی «واحد زمین بالایی»، «تۋمجار خال» به معنی «واحد زمینی که در آن خزانه برنج گرفته می شود»،
«دو خال یه خال» به مفهوم «برداشتن مرز میانی و تبدیل دو واحد زمین برنج به
یک واحد» و... می توان «خال» را مشاهده کرد.
همچنین «خاله؛ خالِکه» به معنی «رودخانه، رود کوچک، یک شعبه از رود بزرگتر»
در گیلکی وجود دارد. مثلا در ترکیبات «گرم ˇ خاله،زنگ ˇ خاله» رودخانه کوچکی
که آب گرم و شفافی دارد و در نزدیکی مصب پلؤرود به آن می ریزد و احتمالا در
ترکیبات «چمخاله، هندخاله و...».
این طور که به نظر می رسد این مفاهیم گسترش یافته در زبان گیلکی که معانی
شاخه، شعبه، انشعاب و.. را می رسانند، با «ker» در زبان فرضی هندی اروپایی
اولیه مرتبط باشد که با معنی «سَر head،شاخ horn» بازسازی شده است.
واژهای «سَر، کلله head» در گیلکی و فارسی نیز احتمالا از همین ریشه آمده اند.
در سانسکریت ziras و در اوستایی sarah به معنی «سر» در سانسکریت zrGga،
در لاتین cornu ، در یونانی korno و درپهلوی ساسانی sru به معنی «شاخ»
ثبت شده است.
درخت متداولند. «چلک chalek » هم به «شاخه خشک ریز» گفته می شود.
همین طور «دوکَل،دوخاله، دایله،داهله،دخاله» به چوب یا شاخه ای گفته می شود
که دو شاخه کوچکتر از آن منشعب شده باشد.
واژهای «کله،خال، هال» برای واحد های کوچک زمین برنج کاری که با مرز
محدود می شوند، کاربرد دارند. در ترکیبات «سر خال» به معنی «واحد زمین بالایی»، «تۋمجار خال» به معنی «واحد زمینی که در آن خزانه برنج گرفته می شود»،
«دو خال یه خال» به مفهوم «برداشتن مرز میانی و تبدیل دو واحد زمین برنج به
یک واحد» و... می توان «خال» را مشاهده کرد.
همچنین «خاله؛ خالِکه» به معنی «رودخانه، رود کوچک، یک شعبه از رود بزرگتر»
در گیلکی وجود دارد. مثلا در ترکیبات «گرم ˇ خاله،زنگ ˇ خاله» رودخانه کوچکی
که آب گرم و شفافی دارد و در نزدیکی مصب پلؤرود به آن می ریزد و احتمالا در
ترکیبات «چمخاله، هندخاله و...».
این طور که به نظر می رسد این مفاهیم گسترش یافته در زبان گیلکی که معانی
شاخه، شعبه، انشعاب و.. را می رسانند، با «ker» در زبان فرضی هندی اروپایی
اولیه مرتبط باشد که با معنی «سَر head،شاخ horn» بازسازی شده است.
واژهای «سَر، کلله head» در گیلکی و فارسی نیز احتمالا از همین ریشه آمده اند.
در سانسکریت ziras و در اوستایی sarah به معنی «سر» در سانسکریت zrGga،
در لاتین cornu ، در یونانی korno و درپهلوی ساسانی sru به معنی «شاخ»
ثبت شده است.
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ ساعت 17:32 توسط فرهنگ
|