در این نوشته سعی می شود ساختارهای حاصل از
تکرار
واژگان در زبان گیلکی معرفی شوند؛ اگر شما نمونه ای
سراغ دارید که شبیه
مثالهای آورده شده نیست، آن را ذکر
کنید تا این مجموعه تکمیل شود.
تکرار مصدر
از اینگونه تکرار که اغلب از مصدر ساده ایجاد می
شود
مفهوم «نزدیک بودن روی دادن فعل» برداشت می شود.
مثال : ایسه ده همأن همأنه. (حالا دیگر زمان آمدن
(نزدیک) است.)
شؤن شؤن وَکهه این ˇ حال وگرده. (زمان
رفتن (نزدیک)
می شود حالش دگرگون می شود.)
(گونه ای جالب وجود
دارد که تکرار ادات پرسش باعث
دریافت مفهوم «نزدیکی زمانی» می شود.
مثال: کئن کئن زنه
بهار وَکه. (ترجمه تحت الفظی:
کی کی می زند بهار (نزدیک) بشود))
تکرار صورت امری
آمدن دو صورت امری
مشابه به دنبال هم « ادامه دار
بودن فعل یا انجام دو طرفه آن» را می رساند.
مثال: بَگیر بگیر
بؤبؤ بؤ. (ترجمه: بگیر بگیر شده بود.)
( گاهی نیز آمدن دو
صورت امری فعل متفاوت و مکمل
به دنبال هم، پیوستگی و سلسله مراتب کار را نشان
می
دهد مانند : فیچین دچین گوده دَرم. (فیچین: جمع کن
- دچین: بچین) نمونه های دیگر : بکف ویریز - بَهین بفرش)
تکرار نسبت
اگر نسبت تکرار شود، «رابطه
دو منسوب» را نشان می دهد.
مثال: ماکان ؤ مازیار
برار برار هیسِن. ( ماکان و مازیار با هم
نسبت برادری دارند).
تکرار با میانجی
در این گونه اسم یا
صفت بعد از یک میانجی تکرار می شود
و ترکیب کلی نوعی قید بیانگر «حالت و نحوه
انجام فعل
جمله» می شود.
مثال: تکاتک بَبین. (
از پهلو ببُر- به صورت عرضی ببُر)
رختوره تراتر دگودی؟
(لباس را در حالتی که
خیس بود پوشیدی؟)
لتان ˇ سر به سر بَنم.
( تخته ها را روی هم گذاشتم)
تکرارصفت با «ی» در
پایان
این گونه تکرار «تداوم
صفت و تاکید بر آن» را می رساند.
لس لسی همرا کار پیش
نشون ( با (ادامه) تنبلی
کار جلو نمی رود)
تکرار با میانجی و
«ی» در پایان
ترکیب ساخته شده قیدی
است که مفهوم « ادامه دار
بودن و حالت» را می رساند.
مثال: اندی مسته
کتاکتی کونه ( آنقدر مست است
که (به صورت ممتد) در حال افتادن است)
تو همیشک غولاغولی
کار کونی ( تو همیشه
کارهای ..... می کنی (نمی دانم چطور ترجمه کنم!))
تکرار ناقص اسم با
مفهوم جمع (اتباع)
صورت ناقصی از واژه
قبل از واژه اصلی می آید
و ترکیب مفهوم جمع می گیرد مانند : وک وچه
( در مازندران
"وچ وچه") (به مفهوم بچه ها) –
لک لاکو ( به مفهوم دخترها)
گاهی واژه اصلی در ابتدا آمده و صورت دوم تغییر یافته
و بی معنی است، مانند "زاک ؤ زوک"
تکرار به همراه جمع
بستن
این نوع نشان دهنده
«تاکید و شدت» بروز صفت است.
مثال: جؤرجؤران موجی
امره یاداگودی ( بالا بالاها
(خیلی بالا) میگردی ما را فراموش کردی)
کو توک توکان بشؤ بؤ
( نوک نوک (خیلی نوک) کوه رفته بود)
تکرار صفت قبل از
موصوف با مفهوم جمع
در این گونه تکرار،
دو صفت یکسان قبل از موصوف
آمده و«مفهوم کلی جمع» را می رساند.
مثال: امی دامان ˇ
مئن پیلا پیلا دار دره. ( در جنگل
ما درختان بزرگ وجود دارد).
تکرار اصوات
واژه های شبیه اصوات پدیده های مختلف تکرار شده
و «نام آوا» می سازند
مثال: بیلی چور چور کونه. ( اردک چُر چُر (صدای حرکت نوک
اردک در آب برای یافتن غذا) می کند.
چیمکه ویسک ویسک کونه. (جوجه جیک جیک می کند)