در گویش تبری شرقی زبان گیلکی ترکیبات «تیسا په» به معنی
«پا برهنه» و «تیسا پلا» به معنی «برنج بدون خورشت» پرکاربرد است.
 از مفهوم هر دو ترکیب نوعی «عدم وجود» استنباط می شود.
حداقل در روستای مورود استان البرز «توسا پا» معادل «تیسا په»
در شرق مازندران است که این اختلاف تلفظی می تواند سرنخی
برای پیدا کردن مفهوم اصلی «تیسا» باشد. در زبان پهلوی اشکانی واژه tusig به معنی «خالی» آمده است. با توجه به تغییر «س»
باستانی به «ه»، این واژه با واژه «تهی» فارسی هم ریشه است.
 واژه سانسکریت tuccha هم در معنای خالی ثبت شده است.
(هندواروپایی اولیه : teus= خالی شدن).
 اما واژه tusa اوستایی صفحه جدیدی برایمان باز می کند؛ این
واژه به معنی «خالی شدن» آمده و معنی «اسهال گرفتن» برای آن
حدس زده شده... در گویشهای دیگر گیلکی واژه «توس/تس»
به معنای باد معده وجود دارد که در نام حشره بدبوی  
«توسنگال tusengal/تسن بئو tesen ba'u» نیز دیده می شود.
( احتمالا در فارسی ت>چ تبدیل شده و واژه «چس» پدید آمده است.)
با توجه به اینکه صورت ایرانی اولیه به صورت « taush» حدس زده
شده، واژه دیگری در گیلکی وجود دارد که می تواند با این واژه
مرتبط باشد. در شعر مرحوم مام ولی مظفری به گویش
گیلکی دیلمی آمده است:
« آسومان اخم ئاچئه، کو یؤ دشت دم تۋش ئازه ....» همینطور در
 اصطلاح «تۋش هوردن» به مفهوم «نوعی قهر کردن و حرف نزدن از ناراحتی» که از«تۋش» معنی « سکوت» استنباط می شود.
در پهلوی ساسانی tusht به معنی «خاموش، ساکت» آمده ،
 در زبان بلوچی نیز واژه های «توس/توسک/تؤس/تؤسک» در معنای
«خاموش شدن، خفه کردن» بکار می رود.