چند واژه  شبیه به هم در زبان گیلکی

"کولام" به مسکن سنگی چوپانها گفته می شود، در مازندران

به لانه پرندگان "کِلی" می گویند.خانه پالیزبانان و شالیکاران

"کوتام" نامیده میشود ، خانه ای که شکارچیان به عنوان

مخفیگاه از آن استفاده می کنند هم"کۋمه" نام دارد . در زبانهای

تالشی و زازاکی به خانه " کَ " گفته می شود.

"کوله" به معنای عام برای فرزندان برخی حیوانات به کار میرود.

این واژه همچنین به عنوان واحد شمارش برای تکه ای (کوچک)

از چیزی (مانند گوشت، قند، ذغال و ...) استفاده می شود.

" کؤله" فقط برای بچه گاو استفاده میشود." کۋلی" برای بزغاله

استفاده میشود ،" کۋلی"  به عنوان نوعی ماهی کوچک خاص

نیز بکار می رود ، شاید در ابتدا این نوع ماهی را بچه

ماهی های بزرگ می دانستند چون هنوز هم ترکیب

"ماهی کولی" برای این نوع خاص و انواع کوچک دیگر

در بعضی مناطق بکار میرود.

"کول" به معانی کند (ابزاری که برا نباشد) ، برآمدگی ،

ساحل رودخانه ،شَل (کسی که می لنگد) کاربرد دارد.

"کؤؤل" مفهوم موج را می رساند که به نظر می رسد به

"گول گودن= جوشیدن" در ترکیب « می معده گول

کونه(= حالت تهوع دارم)» و «اون ئ تریاک گول

بوما (=اثر تریاکش نمایان شد (و بعد از مدتی خاموشی

به اوج خود رسید))» ربط داشته باشد در زبان کردی

هم در دو گویش مختلف "اکوله" و "کؤل اخوئه" مفهوم

جوش آمدن را می رسانند.

"کَل" به معانی کچل، نر (پیشوند مذکر کننده مانند

کلگه= گاو نر) ، بزرگ (کل پیتار=مورچه بزرگ-

کل انگشت= انگشت شصت) ، بزکوهی،جوانه (جؤو کل

بومه= دانه برنج جوانه زده) ، جفتگیری حیوانات

(کل هَمان= آماده جفت گیری بودن، کل دئن = وادار

به جفتگیری کردن) بکار می رود.

کَله به معانی اجاق ،معادل  پسوند "ستان" ( بیشتر برای

درختان "کونوس کله" ،"انار کله" ) .

"کلایه" به معنی روستا و پسوندی معادل "محله" مانند نخجیرکلایه ،

گیل کلایه، کلان کلایه و ... به کار گرفته می شود.

"کیل" و "کیله" هم به معنای جوی آب و ردیف هایی مانند ردیف

کاشتن گیاهان و ردیف ردپا مورد استفاده قرار می گیرد.


دو اشتباه رایج در مورد پایتخت و پایتخت نشینان


دو اشتباه در مورد پایتخت و پایتخت نشینان بسیار رایج است. اولی این

است که تهران در برابر شهرستان می آید ، مثلا یک تهرانی به دوست خود

می گوید : "خیلی شوخی شهرستانی میکنی" یا از صدا و سیما میشنویم

که : "طرح انتقال کارمندان از تهران به شهرستانها" و .... اشتباه صورت

گرفته این است که اگر مقصود از تهران استان تهران نبوده و قسمت مرکزی

این استان باشد ( که ظاهرا این طور است) باید عرض کنیم که طبق

تقسیمات کشوری وزارت کشور دیماه سال 1390  این قسمت یکی از

14 شهرستان واقع در استان تهران می باشد، لذا ننوشتن نام این شهرستان

در هنگام نشان دادن تصاویر آن در صدا و سیما (در حالی که نام شهرستان

های دیگر درج میشود) و همچنین بکار بردن واژه تهران در مقابل شهرستان

نادرست است.اشتباه دوم هم این است که زمانی که یک تهرانی با یک یزدی

صحبت می کند او را متهم به لهجه داشتن میکند، البته وجود عنصری

به نام لهجه در زبان فارسی آن گویشور یزدی اشتباه نیست، مطلب نادرست

این است که آن تهرانی گمان میکند که لهجه عاری است که فقط دیگران دارند!

این در حالیست که تمام کسانی که توان صحبت کردن را دارند لهجه مخصوص

خود را دارند، بنابراین آن تهرانی هم لهجه تهرانی دارد و نادرست است که

بگوییم او لهجه ندارد.