دو واژه و یک نکته در مورد نسبتها
در گویش دیلمی شرقی از زبان گیلکی به جز واژه
«مائار»
که معادل فارسی آن «مادر/مامان» است، واژه «دادا» نیز
به همین معنی وجود دارد. واژه «دادائه» نیز به معنی
«خواهر بزرگ» در کنار ترکیب «پیلا خاخور» برای این مفهوم
بکار میرود. با توجه به وجود واژه «دادا» به معنی مادر
«دادائه» را می توان تحت الفظی «مادر کوچک/کسی
که جای مادر است» ترجمه کرد که بیانگر جایگاه او
در خانواده می باشد. در زبانهای گیلکی و فارسی
به برادر ِمادر «دایی» گفته می شودمعنی این یکی را
هم می توان «مادری/منسوب به مادر» دانست.
در زبان لری «دای/دایه» و در کوردی «داده/دایه/دالگ»
به معنی مادر بکار می رود. در فارسی هم «دایه»
مفهوم «زنی غیر از مادر که به بچه شیر می دهد»
را به خود گرفته... به نظر می رسد واژه های یاد شده
از ریشه «دا» ایرانی به معنی «شیر دادن» باشند.
------------------------------------------
تقریبا در تمام گویشهای زبان گیلکی، بدون در نظر گرفتن
جنسیت، به فرزند برادر «برارزه/برارزا» و به فرزند خواهر
«خاخورزه/خاخورزا» گفته می شود. اما برای فرزند خواهران
و برادران ِ پدر و مادر، بیشتر صورت های «عاموپسر،عمادتر و...»
کابرد دارد؛ اما با توجه به وجود واژه «ماشل زه» که آن هم
فارغ از جنسیت به معنی «فرزند خاله» بکار می رود
(ماشل=خاله)، به نظر می رسد صورت های «عاموزه/عاموزا»،«عمازه/عمازا»،«داییزه/داییزا»
با ساختار گیلکی (در قیاس با موارد یاد شده) سازگارتر باشند.
که معادل فارسی آن «مادر/مامان» است، واژه «دادا» نیز
به همین معنی وجود دارد. واژه «دادائه» نیز به معنی
«خواهر بزرگ» در کنار ترکیب «پیلا خاخور» برای این مفهوم
بکار میرود. با توجه به وجود واژه «دادا» به معنی مادر
«دادائه» را می توان تحت الفظی «مادر کوچک/کسی
که جای مادر است» ترجمه کرد که بیانگر جایگاه او
در خانواده می باشد. در زبانهای گیلکی و فارسی
به برادر ِمادر «دایی» گفته می شودمعنی این یکی را
هم می توان «مادری/منسوب به مادر» دانست.
در زبان لری «دای/دایه» و در کوردی «داده/دایه/دالگ»
به معنی مادر بکار می رود. در فارسی هم «دایه»
مفهوم «زنی غیر از مادر که به بچه شیر می دهد»
را به خود گرفته... به نظر می رسد واژه های یاد شده
از ریشه «دا» ایرانی به معنی «شیر دادن» باشند.
------------------------------------------
تقریبا در تمام گویشهای زبان گیلکی، بدون در نظر گرفتن
جنسیت، به فرزند برادر «برارزه/برارزا» و به فرزند خواهر
«خاخورزه/خاخورزا» گفته می شود. اما برای فرزند خواهران
و برادران ِ پدر و مادر، بیشتر صورت های «عاموپسر،عمادتر و...»
کابرد دارد؛ اما با توجه به وجود واژه «ماشل زه» که آن هم
فارغ از جنسیت به معنی «فرزند خاله» بکار می رود
(ماشل=خاله)، به نظر می رسد صورت های «عاموزه/عاموزا»،«عمازه/عمازا»،«داییزه/داییزا»
با ساختار گیلکی (در قیاس با موارد یاد شده) سازگارتر باشند.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 1:31 توسط فرهنگ
|