پختن یا پزیدن؟
در زبانهای گیلکی و فارسی گاهی به افعال هم ریشه ای
بر می خوریم که صورت مضارع و امر آنها در این دو زبان شبیه
بوده ولی در مصدر و زمان گذشته متفاوتند. مثلا در گیلکی
مصدر های « پیتن – واپیتن – فیپیتن » به ترتیب با صورت
امری « بَپیچ – واپیچ – فیپیچ » گونه های متفاوتی از
« پیچیدن » فارسی است. همانطور که می دانید امر از
مصدر « پیچیدن » در زبان فارسی به صورت « بپیچ »
وجود دارد. شاید با نگاه اول این حدس را بزنید که حرف "چ"
در مصدرهای « پیتن – واپیتن – فیپیتن » حذف شده باشد؛
اگر هم جمله تلویزیونی " گیلکی گویشی از فارسی است "
را باور کرده باشید شاید با اصرار بخواهید حدس خود را برای
ما اثبات کنید، اما با آگاهی از اینکه « پیتن » در گویش غربی
گیلکی به صورت « پیختن » وجود دارد این موضوع منتفی
می شود. ( طی یک فرآیند متداول گویشی در زبانهای
ایرانی "خ" و "ه" به هم تبدیل می شوند مانند « خالی »
و « هلی » به معنای« آلوچه »... به نظر می رسد
« پیتن » به صورت « پیهتن » باشد که حرف "ه" کمرنگ
ادا می شود.) واقعیت اینست که مصدر « پیچیدن »،
از صورتِ مضارع ِ مصدری مانند« پیختن » یا « پیتن »
ساخته شده که به اصطلاح به آن مصدر جعلی می گویند.
مانند اینست که در فارسی به جای « پختن » بگوییم
« پزیدن ». نمونه دیگر مصدر گیلکی « والیشتن » با صورت
امری « والیس » است که در فارسی به صورت « لیسیدن »
موجود است. جالب اینست که طبق فرهنگ پهلوی ( پهلوی
زبان میانه فارسی امروزی نامیده میشود) نوشته دکتر
بهرام فره وشی « والیشتن » گیلکی به صورت « لیشتن »
در پهلوی وجود دارد اما مصدر گیلکی « پیختن » یا
« پیتن » شبیه صورت فارسی امروزی آن یعنی « پیچیتن »
ثبت شده است. این موضوع را در مصدر پهلوی « میزیتن »
(به معنی ادرار کردن) که در گیلکی به دو صورت
« وامیشتن » و « دیمیشتن » با صورت های امری
« وامیز » و « دیمیز » باز هم مشاهده می کنیم ... البته
موضوع ساخت مصدر جدید که در زبان فارسی رخ داده
امری طبیعی است و از اعتبار این زبان چیزی کم نمی کند
اما جمله از اعتبار افتاده " گیلکی گویشی از فارسی است "
را مضحک می کند. همچنین وجود برخی از این مصدرها
در پهلوی برایمان روشن می کند که برای بررسی ریشه های
زبان گیلکی باید به زبانهای کهن رجوع کنیم.