ابتدا میخواستم چند واژه زیبای گیلکی را که از ماهیگیران
در عید نوروز امسال یادگرفتم معرفی کنم که عبارتند
از بادهای: دشت وا(باد از شرق)، گیله وا (باد از غرب)،
سرتوک (باد از شمال)، گرمش (باد از جنوب) و واژه های
پندامه (آبی که از موج دریا در رودخانه بالا می آید) و
چلکام (مه روی دریا و زمینهای کشاورزی) اما بعد با
کمی تامل دریافتم که چلکام از چلک+ام تشکیل شده
که یک اسم دیگر را تولید کرده است وخدا را شکر
میکنم که دیده مرا در گیلان با این فرهنگ و زبان
زیبا به جهان گشود. تصمیم گرفتم کمی در مورد
پسوندهای گیلکی صحبت کنم ولی چون تحصیلاتی
در این مورد ندارم حتما ناقص و احتمالا با اشکال
و ایراد باشد و امید وارم صاحبنظران مرا راهنمایی کنند.
"ئِر" و" ئَر" از هر فعلی اسم (صفت مفعولی)
درست میکند: بَدئِر(دیده شده)- بَپوتَئَر(پخته شده)
"ا" مانند: جورا(به سمت بالا)- مئنا(به سمت داخل)
"ام" مانند چلکام(مه) -بندام(گرفتار)
"ال"از فعل اسم میسازد مانند کفتال(زمینگیر) –
موردال(مردار)
"ک" مانند مورد اول است و بیشتر در جلگه بکار
میرود مانند بَدوتئَک(دوخته شده)
"ئِک "و"ئَک"برای تحبیب و تحقیرمانند می پائک
(پای من) و نیز بعد از اشاره و معرفه سازی
مانند : ئو سوئِکئ سر(روی آن کوه)
"چی" مانند: خجیرچی –خوردناچی(خوردنی –
لیاقت خوردن را دارا بودن)
"شا" پسوند لیاقت بعد از بن فعل یا مصدر مانند:
خوردشا(قابل خوردن)-دئشا(قابل دیدن)
" ؤن" و" کؤن"و"ان" برای جمع بستن مانند هیماکؤن
(هیزمها)- داران(درختها)
"دَکین"پسوند زمانی به معنی" به هنگام"
مانند:همادکین(هنگام آمدن)- شؤدَکین (هنگام رفتن)
"دَرکی"پسوند موقعیت و مکان مانند: سر دَرکی
(از سمت بالا) – دِل دَرکی(از سمت داخل)
"ئ" و"ی" نسبت دادن مانند:لکئ دؤم(دامی که
در کنار دریا کار میگذارند) و معرفه کننده
می کرکئ(آن مرغ من)
"ش"مانند چورش(بارانی که از مه میبارد)-خوندش
(همان اوخان یا پژواک است)
"جور"پسوند شباهت و رنگ:تورئ جور(مانند دیوانه ها)-
کاشئ جور (نارنجی رنگ)
"چم"پسوند شباهت در مورد داشتن حالتی مانند :
موذی چم (مانند موذی ها)
"گا"و"گئ" پسوند مکان مانند:بیجارگئ-کوگا(محفل)
-وزنگئ(گیجگاه)
"جیک" به نظرم این نیز پسوند شباهت باشد مثل
میجیک که به معنی مژه است که از می(مو)+ جیک
درست شده یا درجیک که به معنی پنجره میباشد
شاید به معنی کوچک نبز باشد یعنی در جیک به
معنی در کوچک شاید هم جزو اسم باشد و پسوند نباشد.
"جار"پسوند مکان مانند: گالیجار(محل رویش گالی)-
بیلی جار(محل نگهداری اردک)
بررسی واژه ها و دستور زبان گیلکی جای کار فراوان
و تحقیقات گسترده در قلمرو این زبان را داراست .
کثرت گویشهای زبان گیلکی که شاید بین دو روستای
مجاور متفاوت باشد گنجینه عظیم و متاسفانه بکری
را بوجود آورده که با وجود کارهای ارزشمند هنوز
منابع کامل و جامعی در رابطه با این زبان وجود ندارد.
پسوندهای فراوان دیگری نیز وجود دارند که به ذهن
من نرسیده یا از گویشهای دیگر گیلکی است امید وارم
که به زودی کار جامعی در مورد این زبان زیبا بشود .